القندوزي ( مترجم : محمد على شاه محمدى )

188

ينابيع المودة لذوي القربى ( على و شكوه غدير بر فراز وحى و رسالت ) ( فارسي )

به موسى است ، جز اينكه بعد از من پيامبرى نخواهد بود . اى على تو دين مرا اداء مىكنى و بر طبق سنت من در راه خدا جهاد مىكنى . تو در آخرت نزديك‌ترين مردم به من خواهى بود تو در حوض كوثر جانشين من هستى . منافقين را از آن محروم مىكنى تو اول وارد بر من در كنار حوض كوثر مىباشى و تو از امت من اول داخل‌شونده در بهشت خواهى بود . « و انّ شيعتك على منابر من نور روّاء مرويين مبيّضهء وجوههم حولى اشفع لهم فيكونون غدا فى الجنّهء جيرانى و انّ اعدائك غدا ظماء مظلمئين مسوّدهء وجوههم مقمحون و مقمعون يضربون بالمقامع و هى سياط من النار . » - و « به راستى كه شيعه تو در بهشت بر منبرهاى نور بالا مىروند و بدين مقام امر مىشوند و در ميان سفيدى صورتهايشان نمودى از ( سيماى من ) است . من بر ايشان نزد خداوند شفاعت مىكنم فرداى قيامت در بهشت همسايگان من خواهند بود . دشمنان تو فرداى قيامت تشنه‌گان تشنه‌گى كشيده و صورتهايشان سياه غمناك و خسران‌زده با تازيانه‌ها بر آنان زده مىشود ، تازيانه‌هايى از آتش . « حربك حربى و سلمك سلمى و سرّك سرّى و علانيّتك علانيّتى و سريرهء صدرك كسريرهء صدرى و انت باب علمى و انّ ولدك ولدى و لحمك لحمى و دمك دمى و انّ الحق معك و الحق على لسانك و فى قلبك و بين عينيك » - جنگ با تو جنگ با من ، و صلح با تو صلح با من ، و اسرار تو اسرار من ، و آشكار تو آشكار من ، و رازهاى سينه‌ات رازهاى سينه من ، و تو در دانش من هستى ، و تو و فرزندانت فرزندان من ، و گوشت تو گوشت من ، و خون تو خون من است . حق با تو است و حق بر زبان تو ، و در دل تو و در ميان چشمان تو مىباشد . » « و الايمان مخالط لحمك و دمك كما خالط لحمى و دمى » - « ايمان با گوشت و خون تو در هم آميخته ، همچنانكه با گوشت و خون من آميخته شده است . » « و انّ اللّه عزّ و جلّ امرنى ان ابشرك انك انت و عترتك فى الجنّهء و عدوّك فى النار لا يرد على الحوض مبغض لك و لا يغيب عنه محبّ لك » - « همانا خداوند مرا امر كرده كه به تو مژده دهم كه تو و عترت تو در بهشت ، و دشمن تو در آتش است ، هر